می آیم می آیم می آیم
با چشمانم: تجربه غلیظ تاریکی(فروغ)
شروع نوشتن یک وبلاگ(یا هر اظهار وجود درجمع ولو اینکه تو دیگری رو نبینی)همیشه با دلهره همراهه(حالا چه زیاد چه کم)ولی در هر حال مصمم به انجام این کار هستم.شاید برای من که نوشتن کمی هم سخته شروع این کار خالی از فایده هم نباشه!!!(چه بد که همیشه دنبال فایده ایم)
احتمالا بیشتر مطالب درباره فلسفه یا ادبیات باشه.(و البته + خاطرات)فکر میکنم اینجا بیش از اینکه برای دیگری باشه برای خودمه برای ایجاد فرصتی که افکارم رو معاینه کنم برای شناخت از یک خود(خودی که شاید چندیست بیمار شده)پس نیاز به جراحی داره.
پس اینجا یک اتاق جراحی(با همه خونریزیها و.... یش)است با دستنوشته های یک روح خونآلود و ذهن پر شکافش که گاه حتی مذبوحانه به ادامه دادن ادامه می دهد سعی می کند که به ادامه دادن ادامه دهد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 18:11  توسط انسان
|
