تبليغاتX
طلوع در زیر زمین - پاسخی نو به دوستی بسیار عزیز از دوستی بسیار تند خو

طلوع در زیر زمین

...روح پر از استخوان است...

نمی خواهم نقد های غیر علمی به تو وارد کنم که اگر بخواهم سخن بسیار است که به سواد من در فلسفه همه ازجمله خود تو بارها اذعان کرده اند.

اما راجب وجه علمی بحث:1.قانون نیوتن به وضوح ابطال پذیر است.برای ابطال یک گزاره گاهی توانایی ایجاد شرایط مطلوب در جهان در حال حاضر وجود ندارد.برای مثال من میگویم در ستارهای با فاصله چند ملیون سال نوری از ما فلان اتفاق افتاده خوب واضح است که ابطال این سخن فعلا در توانایی ما نیست.اما این گزاره گزاره ای علمی است ولو اینکه الان نتوان آن را ابطال کرد.شما میگویید ما نمی توانیم شرایطی ایجاد کنیم که نیروها دقیقا در جایی صفر شود.بله اما این گزاره منطقا ابطال پذیر است هرچند نتوان آن را به صورت تجربی ابطال کرد.در ابطال پذیری ما باید به صورت ذهنی بتوانیم آزمایشی داشته باشیم که بتواند گزاره ابطال کند.

ولو اینکه آزمایش فعلا قابل اجرا نباشد.

2.وقتی میگویم به محتوا عنایت نداری همین است دیگر! نظریه دیویدسن در باب معنا با کواین این تفاوت عمده را دارد که به تعین معنا قائل است ورورتی ضد دیویدسن است و حتی از کواین فراتر میرود و با دریدا همداستان میشود.جمله معروف رورتی به کواین که "کواین چرا ماندی"ناظر به همین عدم تعین معنا است.بهتر است به جای این اهن وتلوپ ها که میگویید من متن اینگلیسی میخوانم متن پایانامه دکتر درایتی را می خواندید.آنجا توضیح کامل داده شده بود.(ببین چقدر بی دقتی که نظریه دیویدسن را مثل کواین میدانی)

هنوز هم مسئله فلسفه زبان بسیار مطرح است.نمونه آن کتاب  دامت درباره فلسفه زبان فرگه که بعد از۱۹۷۰ نوشته شده.باید بدانی نظریه معنا وتفسیر ریشه ای دیویدسن بسیار مهم و مطرح است حداقل خیلی مهمتر از فلسفه عملش. تا بدانجا که وارد دیالوگ با گادامر میشود وگادامر راجبش مطلب دارد.

فلسفه تحلیلی هنوز هم وجه زبانی خود را حفظ کرده. 

3.بحثت راجب هایدگر از همه نادرستر است.ببین ما دو مساله متفاوت دارییم.اولی مساله حضور است در جهان دازاین فرض کن بنده در تهران تمام ذهنم مشغول شما در کرمانشاه باشد یا به پری دریایی که وجود ندارد یا امام زمان در آن صورت حضوری برای من حاصل شده یا آن چیز در جهان من هست.در حالیکه شاید به کسی که کنارم است توجهی نکنم واو در جهان من دورتر از تو به من یا آن پری واقعی به من است.به عبارت دیگر او برای من بهره بیشتر از حقبقت هستی دارد.مسئله دوم مسئله به قول هایدگر التای یا الثئای است که در واقع حجاب زدایی از حقیقت است که همان استرس وجودی است که به کشف واقعیت و خلق اثر هنری وشاعری می انجامد.(به سرچشمه اثر هنری رجوع شود)

به مسئله دومی ظهور حقبقت گفته میشود که به هیچ عنوان در بند سوژه نیست واز آن فرار میکند.بنابر این خیالت شما در آینده به این عنوان وجهی از حقیقت دارد که برای تو ظهور میکند نه اینکه کاشف حقیقت بیرونی باشد که کار اثر هنری است.

4.در باب بحث پوپر باید بگویم چون شرایط آزمایش تک گزاره ها به شکل دقیق بسیار کم است باید آنها را به صورت غیر مستقیم ودر قالب نظامهی علمی جست.

5.در باب بحث غیر منطقی ات در آخر پست وبلاگت با عنوان "چرا قانون نیوتن....."باید بگویم اگر گزاره ج نتیجه میدهدالفایک علمی باشد .نمیتوان نتیجه گرفت که ج نیز علمی است و هیچ مشکلی وجود ندارد.یعنی اگر گزاره شرطیه علمی باشد دلیلی ندارد که مقدم نیز علمی باشد. ونتیجه گیری تو مبنی بر اینکه چون گزارههای ج آنگاه آلفا یک و......علمی است باید ج هم علمی باشد شبیه شوخی است.

6.سه نقدم راجب عقل سلیم و جابه جایی ابطال پذیری وتایید پذیری و کارایی نظریه علمی را پاسخ ندادی.

گزاره پایانی:من لحنم تنده قبول.اما باور کن که گاهی چوب استاد به از مهر پدر

بخش نظرات پستهات رو وا کن و منتظر پاسخت هستم.

مثل همیشه پیروز پر شور باشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 14:6  توسط انسان  |