نمیخواستم پاسخی علمی به مباحث نویی که توسط میلاد عزیزی(در وبلاگش تراژدی) بیان شد بدهم چرا که ایمان دارم اگر کسی حوصله اش بکشد و مطالب را از ابتدا دنبال کند و با خوانش دقیق پست های من وحافظ وهمچنین کامنت های راهگشای دوست عزیز کافه سکوت (که نشان داد که ایشان حتی در کپی کردن مطالب از روی کتاب گیلیس هم تا چه اندازه بی استعداد است و گزاره های عطفی را شرطی نوشته بود) راه را ادامه دهد و مرعوب اسامی نشود میلاد رادست خالی میابد اما ذکر چند نکته را ضروری دیدم.
1.بنده در هیچ کجای پستهایم راجب قانون نیوتن بحثم این نبوده ونیست که به این قانون در تاریخ علم چه گذشته بلکه میگفتم این قانون ابطالپذیر است.من دوجمله ای که میلاد عزیزی با هم در تناقض دیده رانقل عینا از پست های سابقم نقل میکنم."قانون اول نیوتن همانگونه که حافظ گفت به راحتی ابطال میشود"و"این گزاره منطقا ابطال پذیر است هرچند به صورت تجربی ابطال نشود"
اگر دوستان بحث حافظ را میدیدن متوجه میشدند آنجا آزمایشی طرحشده که در صورت انجام آن در عالم تجربه قانون نیوتن ابطال میشود.بنا بر این بنده تناقض نگفتم ودر هر دو جا بر ماهیت ابطالپذیر قانون اول نیوتن صحه گذاشتم
2.برای اطلاع دوستان میگویم که سنت پست تحلیلی نه با رورتی که با آمیختن پراگماتیسم وسنت تحلیلی وکواین آغاز شد که در مورد کواین به آن پراگماتیسم منطقی هم میگویند اما اسم پراگماتیسم منطقی به همه افراد این مجموعه صدق نمیکند.(به ویکی پدیا مراجع کنید)
3. پاتنم سرل و دیویدسن هر سه فیلسوف زبان هم هستند وبه این لیست مکداول و مکین تایر وکیول ودامت وبسیاری دیگر را اضافه کن .از آن گذشته تورینگ و یک آزمایش ذهنی مطرح کردن کجا مکداول ودامت کجا
4.بنده ادعا نکردم که فلسفه زبان در کدام شا خه اش مانده و در کدام نه گفتم فلسفه تحلیلی وجه زبانی خود را حفظ کرده و تو ادعایت را عئض کردی(با ما از این شوخیها نکن که ادعایت را عوض کنی)
5.اینکه اصل چریتی دیویدسن که اصلی حداقلی است را برای اثبات اینکه "علم را نباید بر اساس تئوری ابطالپذیری توضیح داد" به کار میبری و این را بزرگترین نقد بر ابطللپذیری میدانی مرا به خنده می اندازد.
6.انشالله کتاب گیلیس را هم میبینم
7.در مود گادامر ودیویدسون و درستی حرف من به جزوه دکتر خاتمی در باب پراگماتیسم منطقی مراجعه شود که حرف زیاد است ودست من از تایپ کردن خسته شده.
8.در باب وجه پرگماتیک زبان و مسائلی که مطرح کردی وقتی تو هنوز اسم کواین را نشنیده بودی(ترم پاییز)استاد خاتمی این را برای ما توضیح داد.تکرار می کنم من نگفتم در فلسفه زبان تحول ایجاد نشده من گفتم فلسفه تحلیلی وجه زبانی خود را حفظ کرده
گزاره پایانی برایفلسف پژوه:برای اثبات خزعبل بودن هر آنچه میلاد عزیزی راجب غلبه مکتب آکسفرد و افول کمبریجیان(که در 4 دهه اخیر با هم در آمیختند ونقاط ضعف هم را پوشاندند) و هر چرت دیگری که راجب تاریخ فلسفه تحلیلی گفت به کتاب فلسفه تحلیلی دکتر پایا مقاله دوم مراجه کنید
در آخر باید بگویم سوتیهای میلاد زیاد است ما حال نداریم همه اش را بگیریم
