تبليغاتX
طلوع در زیر زمین - روز مرده گیها

طلوع در زیر زمین

...روح پر از استخوان است...

روزها روز به روز تلختر میشود.با هر روز میمیر(د.م.یم).

آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم  سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
آن بام های باد بادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
 آن روزها یی کز شکاف پلکهای من
آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید
چشمم به روی هر چه می لغزید
آنرا چو شیر تازه می نوشید (فروغ)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:46  توسط انسان  |